{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ند

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ندیدی که با هر قدم سوختم و آب شدم…
دیدگاه ها (۱)

من دخترانه هایم را فدای تنهاییم کردم…تو مردانگی ات را به چه ...

گناه نکرده ام را فریاد نزن…گیرم من حوا…کدام پدر س گ ی باور م...

هـِــ ی غریبـــﮧ !قیــآفت خیلـے آشنـآستمن و تو قبلا جـآیـے ه...

ﺑــﻪ ﺟـﺎﯾــﯽ ﺭﺳـﯿـﺪﻡ ﮐـﻪ ﺩﯾـﮕـﻪ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﭼـﯿـﺰﺍ ﻭﺍﺳـﻢﻣـﻬﻢ ﻧـﯿ...

به قول خودشون:

صبح را با بوسه بر قلبِ خدا آغاز كنعشق مى آيد، تو قلبت را به ...

*+یعنی باور کنم.. ارباب کیم میخواد تسلیم پسری که میگفت قراره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط