{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به این امید پریدیم که ، پری داریم

به این امید پریدیم که ، پری داریم
که آسمان بلند رهاتری داریم

به این امید به دریا زدیم ، بی پروا
که بعد دغدغه ی موج ، بندری داریم

هزار مرتبه اهریمن اتفاق افتاد
تبر به شانه، که باغ صنوبری داریم

و باز خالی ِدستانمان گره خوردند
به این خیال ، که در مشت خنجری داریم

چقدر پنجره دیوار شد و دلبستیم
به این که در تن دیوارها ، دری داریم

نشسته ایم عبث، روبروی شعر و قلم
وقصد دفتر صد برگ دیگری داریم
دیدگاه ها (۱)

ﺟﻨﮓ ﻧـﺮﻓﺘﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺟﻨﮕﯿﺪﻡﺟﺎﻧﺒﺎﺯ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﺑﺎﺧﺘﻢ...

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ .. ﻧﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻧﻪ ﮐﻤﺘﺮﺍﮔﺮ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ...

یک شب از زندان دنیا میروم گر نشد امروز٬...

بیزار باش از معشوقی که اسم هرزگی هایش را بگذارد آزادیاسم نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط