میدانم
میدانم
دیدار ما می ماند به حوالی هر چه بادا باد
به حوالی روزی که بلد باشیم تمام حرفهایمان را کامل بزنیم
به حوالی روزی که غرورهامان بشکند
که نگاه هایمان رو در رو باشد
و هر دو سرمان را بالا بگیریم و سکوتهایمان را پایان دهیم
که دیگر اول و آخر حرفهایمان را نخوریم
دیدار ما میماند به حوالی هر چه بادا باد
به حوالی روزی که صبحش زیباست
از آن صبح زیباهایی که خیلی سال است مانده لا به لای کودکی ها
روزی که اسمش "هرچه باداباد" است
هر چه باداباد
دیدار ما می ماند به حوالی هر چه بادا باد
به حوالی روزی که بلد باشیم تمام حرفهایمان را کامل بزنیم
به حوالی روزی که غرورهامان بشکند
که نگاه هایمان رو در رو باشد
و هر دو سرمان را بالا بگیریم و سکوتهایمان را پایان دهیم
که دیگر اول و آخر حرفهایمان را نخوریم
دیدار ما میماند به حوالی هر چه بادا باد
به حوالی روزی که صبحش زیباست
از آن صبح زیباهایی که خیلی سال است مانده لا به لای کودکی ها
روزی که اسمش "هرچه باداباد" است
هر چه باداباد
- ۴۲۲
- ۲۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط