{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هر شب تو را می دزدم

من هر شب تو را می دزدم
و با هم قدم می زنیم ،
چشم در چشم می شویم و
شعر می خوانیم
عاشقی می کنیم ،
زندگی می کنیم ،
اما دم دمای صبح
آفتاب تو را از من می گیرد
آخ که چقدر من از این روشنایی بیزارم


#محمـد_بشیرے
دیدگاه ها (۰)

#سلام‌بر‌وارث‌ذوالفقار‌حیدری💚به کعبه تکیه بده صبح روز سروری‌...

دردتنهایی درون استخوان پیچیده‌استشرح درد از من مخواه این داس...

ادامه، در ذاتِ زندگی نهفته است. اصلاً رَوندِ زندگی همین است،...

پیش از تو.پیش از آنکه تو را بشناسم!پیش از آنکه صدایم بزنی و ...

قرار بود با سواد شویم،یک عمر صبح زود بیدار شدیم ...لباس فرم ...

تقدیم به جانانم❤🌹نمی گیرد کسی مثل نفس در سینه جایت راچه باشی...

🌱🍒آمدم در عمق چشمانت تماشایت کنمچشم در چشمت بدوزم بلکه شیدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط