{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پیرمردی پرسیدند چرا ناراحتی

از پیرمردی پرسیدند چرا ناراحتی؟
گفت:جا سیگارم شکست
گفتند مگر چقدر قیمت داشت
گفت به قیمتش نیست.تمام جوانیم را در آن سوزاندم
برا بدبختا.برا بیچاره ها.برا اونایی که الان تو این سرما سر بساط وایسادن برا یه لقمه نونِ کوفتی.برا دستفروشای عزیز.برا اونایی که زندگی بر وفق مرادشون پیش نرفت.برا اونا که فقط زنده هستن و زندگی نمیکنن.برا شبگردایی که رفیق لحظه های تنهاییشون فقط سیگاره.دلتنگیهای بسیار...سیگار پشتِ سیگار...

آی دنیا دنیا دنیا
آی دنیا آی دنیا
چه کردی با عمر ما
آی دنیا آی دنیا
به من خیال راحت
یک نفسم ندادی
هرچی ازم گرفتی
دیگه پسم ندادی




#∂ιѕѕ
#ℓσνє
دیدگاه ها (۳)

#∂ιѕѕ #ℓσνє

#∂ιѕѕ #ℓσνє

ساعت نزدیک ١٢ میشه اروم اروم میری رو تختت...هنوز داری با دوس...

دیشب رفیقمو دیدم:+گفتم چرا اینقد داغون شدی -لبخند زد+گفتم یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط