{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمان بلولاک

حرمان بلولاک
پارت ۷
خوب خلاصه بازی تموم شد و کلاس یازدهم ب برد و هر کدوم از بچه ها دوتا ستاره ی استلا بردن بعد از بازی ناگی رفت سمت هیکاری و دستش رو گذاشت روی سر هیکاری و سر هیکاری رو ناز کرد ناگی:هیکاری تو خیلی خوب بازی میکنی‌.هیکاری:ممنون ناگی تو هم خیلی خوب بازی میکنی🍅🍅🍅🍅🍅واکنش بکی و رئو:یبتبتدتلتیتبتاتبخیخقلخ😍خوب دیگه مدرسه تموم شد و همه رفتن خونشون.
ویو هیکاری:
هیکاری:درو باز کردم به آکوا و روبی سلام کردم. هیکاری:سلام بچه ها.آکوا:سلام هیکاری ببینم پیشونیت چی شده؟روبی:سلام هیکاری.واییییییی پیشونیت چیشده چی کار کردیییی.هیکاری:نترسید چیزی نیست فقط یه خراشه سرم خورد به تیرک دروازه به خاطر یه پسره که فکر کنم اسمش شیدو بود لگد زد توی سرم و سرم خورد توی تیرک دروازه ولی اون پسره رعد تونیتروس گرفت‌.آکوا:ای بابا.خوب خیلی خوبه که اتفاق بدتری برات نیفتاده.هیکاری:آره خوبم خراشم هم تا یه هفته ی دیگه خوب میشه.خلاصه با هم نهار خوردن و هیکاری کاراوش انجام داد تا شب و یکم فیلم دید و بعدش رفت توی تختش و خوابید.صبح بلند شد و رفت مدرسه.
در مدرسه
هیکاری:سلام بکی.سلام آنیا.آنیا و بکی:سلام هیکاری.پیشونیت بهتره؟هیکاری:آره خیلی بهترم دکتر گفتش تا یه هفته ی دیگه خوب میشه.بکی:راستی هیکاری ناگی چرا دستشو گذاشت روی سرت😁😁😁هیکاری:بکی:میدونم دوستش داری😁هیکاری:چیییییییی🍅
خوب از الان به بعد میریم به یه هفته ی دیگه:
ویو هیکاری:خوب الان دیگه حای زخمم کامل خوب شده.زنگ در به صدا در اومد و هیکاری درو باز کرد و براش یه نامه از طرفت بلولاک اومده بود.
متن نامه:
سلام‌خانم‌هیکاری‌هوشینو‌از‌شما‌دعوت‌میکنیم‌تا‌در‌فاز‌دوم‌پروژه‌ی‌بلولاک‌شرکت‌کنید.
هیکاری:عهههه این دیگه چیه مثل اینکه باید بعد از مدرسه برم.خلاصه هیکاری کاراشو کرد و رفت مدرسه.هیکاری:سلام آنیا.سلام بکی.بکی و آنیا:سلام هیکاری.هیکاری:بچه ها این نامه برای شما هم اومده؟آنیا:عه برای تو هم اومده😍برای منو بکی هم اومده پس بیایید بعد از مدرسه باهم بریم.هیکاری:عه چه خوب پس باهم میریم.بعد از مدرسه هیکاری رفت پیش ناگی.هیکاری:میگم ناگی من یه مدت باید برم و نمیام مدرسه میخواستم ازت خداحافظی کنم.ناگی:اتفاقا منم یه مدت نمیام مدرسه پس امیدوارم دوباره همدیگه رو ببینم.(نکته:ناگی هم میره باری فاز دوم بلولاک)هیکاری:باشه پس خداحافظ.ناگی:خداحافظ.و رفت پیش بکی و آنیا تا باهم برن به بلولاک.
ادامه دارههههه
درباره ی رمان خیلی هاتون میگفتید جاسوس خانواده چه ربطی به این داره
من همه ی انیمه هارو بهم چسبوندم که باحال بشه و مثل رمانایی دیگه نباشه
دیدگاه ها (۰)

رمان بلولاک پارت ۶با لگد شیدو سر هیکاری محکم خورد به تیرک در...

رمان بلولاکپارت ۵سوت شروع بازی خورد توپ دست ناگی بود از همه ...

رمان بلولاکپارت ۷خوب خلاصه بازی تموم شد و کلاس یازدهم ب برد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط