{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

00 : 00

00 : 00
در شهری که یار خانه ندارد

و ساعت ، ساعت عشق است

بگذارید کور و کر باشم !

که سزای دل بی معشوق ، مرگ است

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

اگر یه روز یکی از سیم های سازت پاره شد، چنان محکم بنواز که ک...

به چه می خندی؟!یادت باشد که همیشه همین قلب بی قرار جای هزار ...

هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باززمان در بستر شبخواب و بیدا...

عشق سازد پاکبازان را شکارکِی به دام آرد پلید و نابکارزنده دل...

مکتب عشق

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط