حس غریبی دارم این روزها
حس غریبی دارم این روزها
همان حسی که تمام وجودم را به سکوت وادار کرده است....
احساس سربازی را دارم که در میدان جنگ
تا توان داشته جنگیده....
حالا زخمی و رنجور توانش را زخم ها و جراحات گرفته اند...
ودر وسط میدان جنگ بر زمین افتاده است
نه دیگر توان جنگیدن دارد و نه امیدی به زنده ماندن...
و دعا میکند برای زودتر رها شدن و پریدن....
اری ....
لحظات سختی ست
لحظات جان کندن.............
همان حسی که تمام وجودم را به سکوت وادار کرده است....
احساس سربازی را دارم که در میدان جنگ
تا توان داشته جنگیده....
حالا زخمی و رنجور توانش را زخم ها و جراحات گرفته اند...
ودر وسط میدان جنگ بر زمین افتاده است
نه دیگر توان جنگیدن دارد و نه امیدی به زنده ماندن...
و دعا میکند برای زودتر رها شدن و پریدن....
اری ....
لحظات سختی ست
لحظات جان کندن.............
- ۴۲۵
- ۳۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط