موج پر هیاهوی ساحل انگشتانم را نوازش میکرد وچنگال دستانت

موج پر هیاهوی ساحل انگشتانم را نوازش میکرد وچنگال دستانت زلف پریشانم را
باد خنکای را به صورتم تزریق میکرد
و نفس هایت گرما را به وجودم
کائنات در هیاهوی آرام کردنم بودند و
تو روحم را به مصاف جنون می کشاندی
از جان من چه طلب داشتی تو ....؟!

#میم_نوشت
#عاشقانه
دیدگاه ها (۹)

پارت۲۹"انتقام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط