{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میوه فروش بودم...

کاش میوه فروش بودم...

آن وقت...

تا می آمدی بگویی "سیب"...

لبخندت را ...

یک دل سیر تماشا می کردم....
دیدگاه ها (۴)

دور تر نرو.... بیا کنار دلم... من غیر از اینها که می نویسم.....

قهوه دم میکنم.. نصف قاشق سیانور به فنجانت میریزم... لبخند که...

آرزو می کردم.... که تو خواننده ی شعرم باشی ... راستی... شعر ...

امانتدار هستی؟؟؟؟؟؟؟ خیال دل سپردن دارم...........

عشق آتش‌ بس نخواهدداشت حتی وقت جنگلا به لای جنگ هم من دوستت ...

دل بده تا به لبت طعم غزل بنشانمدلم ارزانی تو  کاش  برآری جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط