{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صورت به صورتت که میگذارم

صورت به صورتت که میگذارم
اصلا نفس کشیدن فراموشم میشود

صورت به صورتت که میگذارم
جوری به نفس نفس می افتم
که سینه ام خس خس میکند ..
گویی صد فرسخ را دویده ام
تا به آغوشت رسیده ام

صورت به صورتت که میگذارم
دست هایم شوق دارند
حلقه شوند به دور گردنت
بفشآرند صورتت را به صورتم
لمس بودنت را ، محکم تکرار کنند .. صورت به صورتت که میگذارم
نفس هایت درون موهایم می پیچد
همچون صدای خوش پیچش باد درون گندم زار
در سرم تکرار میشد

صورت به صورتت که میگذارم
کمی برآیم حرف بزن
بگذار دوباره متولد شوم
از تکرار واژه های تو درون گودی گردنم

صورتت را به روی صورتم بگذار ..
دیدگاه ها (۲۲)

راهنتنی وگد کلمتکهذا أنه گبالک مدنگ عشگاللیله بـ عیونک حبیبی...

لامصب عمــر چ زود میگذره😒

سرمو گذاشته بودم رویِ زانوهام .. اشک بی اینکه بخوام .. بی ای...

صبح شده تو خوابیدیکنار منروی دست من ومن نفسهایت را می شمارم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط