{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنیدم من ، همه کس را گرفتند

شنیدم من ، همه کس را گرفتند
یکی اینجا ، یکی آنجا گرفتند !

ملایٔک از حسودی ؛ موذیانه
به باغی ، آدم و حوّا گرفتند !

دویدند و دویدند و دویدند
به کوهی ، وامِق و عَذرا گرفتند

همین مجنونِ عاشق پیشه را هم
به صحرا با سه تا لیلا گرفتند !

به کاخِ مصر ، یوسف را زمانی
شنیدم با زلیخاها گرفتند !

تمامِ حاجیانِ شهرِ ما را
شبانه با پریروها گرفتند !

جوانِ بی مکان را ، با دو دلبر
شنیدم بر لبِ دریا گرفتند !

ولی آخر منِ بی دست و پا را
درونِ خانه ام تنها گرفتند !
دیدگاه ها (۱)

آسمان دل ،دشت ِ دلتنگی غم در او چو آهوئی چشمه سار دل را اش...

بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست من به پیو...

شنیدم من ، همه کس را گرفتند یکی اینجا ، یکی آنجا گرفتند ! ...

شعر زیبایی از هالو/ به جرم اجتماع بی‏مجوز سه مرغابی رو توی د...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

تاتامی

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط