{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب بسته و پر سوخته از كوي تو رفتم !

لب بسته و پر سوخته از كوي تو رفتم !
رفتم بخدا گر هوسم بود بسم بود ...
فريدون مشيري
دیدگاه ها (۱)

روزی که فلک از تو دور ساخت مراکسی با لب پر خنده ندیده است مر...

گر تماس لبِ من بـآ لبِ تو شرعی نیست ؛من از این فاصله لبخـنـد...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

گفتی صلاح نیست که بر لب نهم لبت ؛ای فتنهِ گَر تو را چه به تش...

‌بلبلانیم که گر لب بِگشاییم ای گلهمه آفاق در اوصافِ تو مدهوش...

رنگ شالت صورتی و رنگ لبهایت شراب از تو دارم خواهشی ای دختر ح...

🕗 #وقت_سلام

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط