در غم عشق نبودی و محبت کردی

در غم عشق نبودیّ و محبت کردی
این هم از لطف شما بودو نمیدانستیم

من نکردم گله از عهد و وفاداری تو
عهد ما عهد جفا بودو نمیدانستیم

رنج بی عشقی و تنهایی و بی مهری یار
همه ی تقدیر خدا بودو نمیدانستیم
دیدگاه ها (۵)

چقدر بی پروا می‌شود کسی کهاطمینان دارد دیگری دوستش دارد ...

‌اگه زندگیت به ته رسیدبشین با ته دیگش حال کن...!!

نمیدانم نهان از من،چه نیکی کرده اي با “دل”…؟که چون غافل شوم ...

ﺷﻌﺮ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ، ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﻨﺪ، ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ، ﺣﺎﻓﻈﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻧ...

امام صادق علیه السلام؛ حسد(حسادت) نزدیک است برتقدیر و سرنوشت...

وقتی به جهل جوانی بانگ بر #مادر زدم، #دل_آزرده به کنجی نشست ...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط