{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حق با سڪوت بود, صدا درگلو شڪست

حق با سڪوت بود, صدا درگلو شڪست
دیگر دلم هــواۓ سرودن نمۓ ڪند . . .
تنهــا بهــانه دل ما در گلو شڪست
سربسته ماند بغض گره خورده دلم... .
آن گریه هــاۓ عقده گشا درگلو شڪست
اۓ داد, ڪس به داد دل باغ, دل نداد. ..
اۓ وای, هــاۓ هــاۓ عزا درگلو شڪست
آنروزهــاۓ خوب ڪه دیدیم خواب بود..
خوابم پرید و خاطره هــا در گلو شڪست
بادا, مباد گشت و مبادا به باد رفت.....
آیا, زیاد رفت و چرا در گلو شڪست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند...
نفرین و آفرین و دعا در گلو شڪست
تا آمدم ڪه با تو خداحافظۓ ڪنم ....
بغضم امان نداد و خدا در گلو شڪست
دیدگاه ها (۳)

مدّتی هست ندادی شرحی از حالت ! گُلمحال ِما خوب است از خوبی ِ...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

میخواااام "تنهاااایی" رو کاااامل توصیف کنم: ...

ها، غزل بانو ! برام شعر عالی پست کنعکسی از شب های قبل از خشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط