{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

چند پارتی
part:⁷
همه رفتن خوابیدن که ات هدفون اش رو گذاشت و آهنگ بلو گری که شب ها باهاش میخوابید رو پلی کرد یکم صدا ی هدفون زیاد بود کوک به راحتی اون رو میشنید شروع کرد آروم میخوند .ات هد فون رو برداشت و با صدای کوک به خواب رفت . (عررررر پس من چی ؟)
صبح :
همه از خواب بیدار شده بودن ولی ات خواب بود که با صدای بقیه از خواب بیدار شد .
کوک: ات یونگی هیونگ ام بیداره بیدار شو دیگه گشنمونه .
ات: باشه دیگه بیدارم .
ات رفت کارای لازم رو انجام داد اومد .
ات: خب چی میخورین ؟
جین: ما نمیدونیم تو باید بهمون بگی .
ات زنگ زد به پایین گفت همچی بیارن .
کارکنان هتل همچی آوردن و رفتن .
ات : بفرمایید . کره پنیر مربا عسل چایی قهوه نسکافه کله پاچه غلات صبحانه املت نیمرو فرنی سوسیس تخم مرغ با سه طمع مختلف و قیره .
( بچه ها باورتون نمیشه ولی کره ای ها کله پاچه ندارن آنقدر این و اون میخورن یدونه کله پاچه ندارن )
جین به کله پاچه اشاره کرد .
جین: این چیه ؟ چرا سر گوسفند و گذاشتید توی سفره واییییییییییی جیغغ من میترسم.
ات: این نمیخواد تو رو بخوره کع تو میخوای بخوریش اون از تو می‌ترسه.
یونگی: چجوری قراره بخوریم .
ات خودش یه لقمه خورد و برای همشون لقمه گرفت .
ات : بفرمایید بخورید و بهترین صبحانه ی ایرانی رو از دست ندید آنقدر مفیده که نگو .
شروع کردن خوردن .
اعضا. یام یام یام . خوشمزه است .
ات: گفتم. که .
ات از همه ی مواد غذایی براشون لقمه میگرفت اون ها هم میخوردن .
بعد صبحانه تصمیم گرفتن که برن بیرون ‌ .
داشتن توی خیابون ولیعصر قدم میزدن و از هوا لذت میبردن که رفتن میدون ولی عصر از این کنسرت های خیابونی بود . صدای پسره خدایی قشنگ بود داشت یوی از غمگین ترین آهنگ ها رو میخوند .
ات : میخواید برید نزدیک تر یا بریم ؟
نامجون: بچه ها گوش بدیم .
باهم دیگه واستادن آهنگه خیلی غمگین بود 🤧🥺
ات گریش گرفته بود و گریه کرد .
جیمین: ات چرا گریه میکنی ها ؟
هوسوک: ات چی شده .
ات : این آهنگه خیلی غمگین هست دختره مرده پسره با دختر کوچولوشون تنها موندن . واییی.
ته: این خیلی غمگینه . ولی تو یکم زود گریت نمیگیره .
ات: چرا انقد. س. آهنگ فیک لاو گریه کردم که نگو این چه آهنگیه آخه شما خوندین .
جین: چشه به این قشنگی .
ات: بریم شیرموز بخوریم .
رفتن شیر موز خوردن که کوک گفت: من ۳ تا دیگه میخوام .
ات رفت بقالی بغل سه تا پاکت گرفت آورد داد به کوک .
ات: بیاید بریم .
رفتن کلی گشتن تا غروب . رفتن هتل ناهار رو بیرون خورده بودن ات برای شام ماهی کبابی سفارش داده بود .
ات: ماهی فقط ماهی های مشهد خیلی خوشمزه آن
دیدگاه ها (۱۲)

بچه ها از بی تی اس فعالیت میکنه میخواید فالو کنید عسل هام ....

تو پادشاه منی پارت ¹⁸صبح روز فردا همه داشتن روز هاشون رو مثل...

سر این پارت شما میخواید با رسوم عروسی ترک ها آشنا بشید .چند ...

چند پارتی درخواستی part: ⁵ات : وایی خدای من دلم برای همتون ت...

dark love

چون لایک هایی که کردین و کامنت ها و بازنشر هایی که گذاشتین ش...

dark love

انتقام سخت Part: 3جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا ات: باشه سری...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

پرسه در جنگل... صبح روز بعد...نور خورشید از پنجره‌ی اتاق داخ...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

ادامه ی پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط