{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آب را وقتی فراهم کرده بودم

من آب را وقتی فراهم کرده بودم
دل را تهی از ماتم و غم کرده بودم



قبل از زمانی که بریزد آبرویم
نذرش همه دار و ندارم کرده بودم



آقا اگر در دستهایم بود شمشیر
من شرّشان را از سرت کم کرده بودم



دست مرا بستی تو با حرفت وگرنه...
حیوان صفتها را من آدم کرده بودم



فرصت اگر من داشتم با رخصت از تو
دنیای آنها را جهنم کرده بودم



چیز عجیبی نیست چشمم را دریدند
این صحنه را قبلاً مجسم کرده بودم



با ضربۀ گرزی سرم پاشید از هم
وقتی برای مشک سر خم کرده بودم



تیری سه شعبه زحمت من را هدر داد
با اینکه مشکی پُر فراهم کرده بودم
دیدگاه ها (۱)

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس ناز این دلبر خوش چهره کشیدن ...

شهر کوفه یا حسین وادی درد و بلاستپذیرایی کردن از ...

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟یک قیامت گریه در راه است...

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده امآخر شده ماه حسین من م...

من آب را وقتی فراهم کرده بودم😭🏴دل را تهی از ماتم و غم کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط