پریسلر متولد فیلیپین است اما از سالگی ساکن اسپانیا شد
پریسلر متولد فیلیپین است اما از ۱۶ سالگی ساکن اسپانیا شد. او این خانه را با همسر سومش، میگل بویر وزیر سابق امور اقتصادی و دارایی که در سال ۲۰۱۴ از دنیا رفت، ساخت. پاپاراتزی ها اغلب اطراف دروازه های خانه می پلکند؛ پریسلر ۶۷ ساله از سال ۱۹۷۱ و زمانی که با نخستین مرد زندگی اش، خولیو ایگلسیاس ستاره پاپ، ازدواج کرد، مجلات زرد اسپانیایی زبان را فریفته خود کرد. (دومین همسرش مارکیزی اسپانیایی بود.) و حالا میز بارگاس یوسابا کتاب های مرتب شده و مجسمه نیم تنه اونوره دوبالزاک در گوشه ای از کتابخانه و در میان کتاب های علم و ریاضیات بویر، یک ننگ بزرگ به نام این نویسنده ثبت کرده است.
بارگاس یوسا در آپارتمانی در قلب مادرید تاریخی، چند قدم دورتر از رویال تیه نر، جایی که خیابان ها به باریکی سنگرهای جبهه می ماند، زندگی می کرد. اما در سال ۲۰۱۵، ۵۰ سال زندگی با همسرش را وداع گفت تا به پریسلر پیوندد. پشت سر او به تراس می روم. لحظه ای فکرم مشغول می شود که آیا بخشی از دلفریبی پریسلر به توانایی او در غرق کردن بارگاس یوسا در این زرق و برق بر می گردد. زیر سایه بان سفید، روی دو صندلی سفید و رو به استخر زمردین نشستیم. قهوه ام در فنجان چینی صورتی ظریفی رسید. حین گپ و گفت، خورشید پشت جنگلی باریک با درختان نزدیک به هم پایین لغزید و خیابان، دیوارهای بلند سنگی و محوطه شنی دراز را پنهان کرد و توهم یک پارک را از باغ به بیننده می داد.
دو ساعتی به اسپانیایی صحبت کردیم، درباره مدرنیست اهل می سی سی پی ویلیام فاکنر و کارمن بالسلز نماینده ادبی اسپانیایی، درباره سریال های تلویزیونی «وایر» و «وایکینگ ها». بارگاس یوسا در مدت زمان این گپ و گفت خودداری تکان دهنده ای داشت. به ندرت لیوانش را بر می داشت و دستش را تکان می داد، اگرچه همه چیز را با لبخند بیان می کرد و جملاتش را با خنده تمام. او شبیه به خود خانه بود: دژی که در گرمی آغوش اجتماعی استتار کرده است. ماری آرانا، نویسنده پرویی – آمریکایی و دبیر سابق بخش کتاب واشنگتن پست می گوید: «او با رفتار عصاقورت داده اش مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد، خصلتی که تا حدی در آن خبره است. انسان هایی که به شدت جذاب هستند با سعی در رسمی بودن و داشتن ظاهر جدی این جذابیت را متعادل می کنند.»
بارگاس یوسا در آپارتمانی در قلب مادرید تاریخی، چند قدم دورتر از رویال تیه نر، جایی که خیابان ها به باریکی سنگرهای جبهه می ماند، زندگی می کرد. اما در سال ۲۰۱۵، ۵۰ سال زندگی با همسرش را وداع گفت تا به پریسلر پیوندد. پشت سر او به تراس می روم. لحظه ای فکرم مشغول می شود که آیا بخشی از دلفریبی پریسلر به توانایی او در غرق کردن بارگاس یوسا در این زرق و برق بر می گردد. زیر سایه بان سفید، روی دو صندلی سفید و رو به استخر زمردین نشستیم. قهوه ام در فنجان چینی صورتی ظریفی رسید. حین گپ و گفت، خورشید پشت جنگلی باریک با درختان نزدیک به هم پایین لغزید و خیابان، دیوارهای بلند سنگی و محوطه شنی دراز را پنهان کرد و توهم یک پارک را از باغ به بیننده می داد.
دو ساعتی به اسپانیایی صحبت کردیم، درباره مدرنیست اهل می سی سی پی ویلیام فاکنر و کارمن بالسلز نماینده ادبی اسپانیایی، درباره سریال های تلویزیونی «وایر» و «وایکینگ ها». بارگاس یوسا در مدت زمان این گپ و گفت خودداری تکان دهنده ای داشت. به ندرت لیوانش را بر می داشت و دستش را تکان می داد، اگرچه همه چیز را با لبخند بیان می کرد و جملاتش را با خنده تمام. او شبیه به خود خانه بود: دژی که در گرمی آغوش اجتماعی استتار کرده است. ماری آرانا، نویسنده پرویی – آمریکایی و دبیر سابق بخش کتاب واشنگتن پست می گوید: «او با رفتار عصاقورت داده اش مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد، خصلتی که تا حدی در آن خبره است. انسان هایی که به شدت جذاب هستند با سعی در رسمی بودن و داشتن ظاهر جدی این جذابیت را متعادل می کنند.»
- ۳۹۳
- ۲۰ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط