{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو♡

وقتی دستت و میبری

نامجون:ای وایییی عزیزم حواست کجاستت من یک روز بهت یادآوری نکردم!

جین:ای وای خدا هنسامم الان میرم یخ بیارم
ا.ت:جین وقتی دست نیبره هق هق یخ میاری!
جین:آها نه نمیدونم (گریه)

یونگی:ای وای ۲ دقیقه خواب بودم چیکار کردی با خودت
ا.ت:۲ دقیقه ۴ ساعته خوابی(گریه)
یونگی:(خمیازه)

جیهوپ:واییی سانشاین کوچولوی من چشدش وایییی فدات شم الهییی
ا.ت:نه نشو حیفی
جیهوپ:غربونت برم برا تو نیستم

جیمین:موچی توت فرنگی من ای خدا دستای کوچولوت رو چرا صدمه میزنی بده فوتش کنم

تهیونگ:بده بمکمش
ا.ت:😳😳

کوک:برام شیرموز درست کنی فوتش میکنم
ا.ت:😑

بچه ها میدونم خیلی چرت و پرت شد به بزرگی خودتون ببخشید
دیدگاه ها (۳)

فردا چند پارت میزارم

○بچه ها این عکس رمانمِ ببخشید اگه خوب نبود فردا چند پارت میز...

من متولد زمستونممم

فیک کوک پدر خوانده جذابم پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط