{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزد

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/ مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/ که به پرونده ی جرم دخترش برخورده /

 خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است

خسته مثل پدری که پسر معتادش/ غرق در درد خماری شده فریاد زده/ مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/ پسرش پیش زنش بر سر او داد زده

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/ مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/ که کسی غیر پرستار سراغش نرود/ خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که / عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/ شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید/ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است...
       ((سیمین بهبهانی))
دیدگاه ها (۲)

ﯾﻪ ﭼﻴــــــﺰﻱ ﻫﺴـﺖ ﺑـــــﻪ ﺍﺳـــﻢ"ﺑﻐــــــــــــﺽ "ﻛــﻪ ﻧـــ...

میگویند: شب سیاه است اماسیاهترازجدایی نیست! میگویند: مرگ سخت...

دلتنگم! دلتنگ روزهای مملو از صداقت، روزهای سکوت، روزهای آرام...

این روزها دلم میخواهد خرمایی بخورم و فاتحه ای بخوانم برای رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط