{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شوم

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شوم
دردهایت را بگو بگذار تسکینت شوم

عمر دست اوست اما جان تو جان من است
با تو پیمانی که بستم ذوق پنهان من است

عصر پاییز تو را،صبح بهاری می کنم
زندگی را باز در جان تو جاری می کنم

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شوم
دردهایت را بگو بگذار تسکینت شوم
دیدگاه ها (۲)

ﺣﺴﺮﺕﯾﻌﻨﯽ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﻢ ﻧﺸﺴﺘـﻪ ﺍﯼ ...ﻭ ﺑﺎﺯ ﺧﻴﺴﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ...ﺁﻥ ...

شدم محکوم تنهایی ولی جرمم فقط این بودکه هرلحظه دلم بی تاب ان...

#یک#دوست#داشتن#ساده!تو را دوست دارم از چند قدمی تو می گذرم س...

میگویی باران را دوست دارم اما هنگام باران چتر به دست می گیری...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

Lord or Lady of Crime

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط