{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆سناریو☆

☆سناریو☆

«وقتی جونگکوک کتابای نامجونو پاره میکنه»

نامجون:(در لبخندش یه الان «پارت میکنم» خاصی وجود داره)

جین:نامجون عزیزم، بیااا ملاقه بگیر بزنششششش.

جی هوپ:جونگکوک بدو بیا تو کمد من قایم شو، زود باششش...اگه جا نشدی برو زیر تخت.

شوگا:(خوابه) (ایشون وقتی هم که بیدارشن از چیزی خبر دار نمیشن😂)

جیمین:نامجونننننن،جونگکوک رفت تو اتاق جی هوپ.

تهیونگ:(در اصل تهیونگ هم همراه جونگکوک کتابای نامجونو پاره کرده ولی به جونگکوک وعده شیرموز داده تا به نامجون نگه که «تهیونگم کتاباتو پاره کرده»)

جونگکوک: یه کم دیگه بدو ام یه کامیون شیر موز نصیبم میشه، آرهههه یکممم دیگه.


لایک و کامت فراموش نشــــــــــــه🌸🌸🌸
نظرتونو بگید خوب نوشتم یا نه؟
چطور بود؟
خوشتون اومد؟
دیدگاه ها (۰)

اوففف

خــــــــب خــــــببقیه سناریو ها و رمان و تکپارتی ها برای و...

دوستان یه خبر خوب میخوام اولین سناریو یی که نوشتمو بفرستم🕺🏻🕺...

سربازی ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط