{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید از روی سیم خاردار رد میشدیم فرصت برای قطع آنان نبود

باید از روی سیم خاردار رد میشدیم فرصت برای قطع آنان نبود قرعه کشیدن بنام یک جوان افتاد همه اعتراض کردند بجز یک پیره مرد(!!)گفت خوب قسمت این بوده بگذارید برود همه ازش دلخور شدن دوباره قرعه کشیدن باز بنام همان جوان افتاد جوان بلافاصله خودش رو انداخت رو سیم خاردار ها و ما بی رغبت از روش رد شدیم بجز پیر مرد بهش گفتم چی شد جا زدی گفت دلم میخواد بیام ولی باید جسد پسرم را از رو سیم خاردار ببرم برای مادرش
یا حسین جان
دیدگاه ها (۱)

جملاتی زیبا ازحضرت علی علیه السلام:1- گریه نکردن از سختی دل ...

گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟گفت: «انَّ مع العسر یسرا»"قط...

خدایاااااابه دل نگیر اگر گاهی "زبانم " از شکرت...

ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔــــــــــــﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ : ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔــــــــ...

رمان انفجار و امید

بهاییان را بهتر بشناسیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط