باید از روی سیم خاردار رد میشدیم فرصت برای قطع آنان نبود
باید از روی سیم خاردار رد میشدیم فرصت برای قطع آنان نبود قرعه کشیدن بنام یک جوان افتاد همه اعتراض کردند بجز یک پیره مرد(!!)گفت خوب قسمت این بوده بگذارید برود همه ازش دلخور شدن دوباره قرعه کشیدن باز بنام همان جوان افتاد جوان بلافاصله خودش رو انداخت رو سیم خاردار ها و ما بی رغبت از روش رد شدیم بجز پیر مرد بهش گفتم چی شد جا زدی گفت دلم میخواد بیام ولی باید جسد پسرم را از رو سیم خاردار ببرم برای مادرش
یا حسین جان
یا حسین جان
- ۶۲۹
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط