{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگے را

دلتنگے را
درمان به جز دیدن روے یار نیست
بیخود دست به دامان شعر و قافیه شده ایم
دیدگاه ها (۱)

داستان#ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تن...

لعنت بہ اونے ڪہ...

برای کسی که رفتدست هم تکان نمیدهمبدرقه ، آدم ها را مغرورتر م...

قرار بود تکیه گاه باشی نه اینکه گاهی باش گاهی نباشی...

راستی عمر آدم هم با شعر تمام میشود یادت باشد! ...

یا ابا عبدالله...🥀🖤جامانده ایم ...حوصله شرح قصه نیست ...#ارب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط