{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن شب فکر می کردم که دیگر هیچ نیرویی برای دوباره عاشق شدن

آن شب فکر می کردم که دیگر هیچ نیرویی برای دوباره عاشق شدن ندارم
و هرگز لب به خنده نخواهم گشود و دنبال هیچ سودایی نخواهم رفت.
اما هرگز خیلی زیاد است!
این را در زندگی طولانی ام بارها آموخته ام...

👤ایزابل آلنده

#Nostálgico_Time
دیدگاه ها (۷)

«أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»استادی میگفت:این ...

پرندگانی که در قفس به دنیا آمده اند فکر می کنند پرواز بیماری...

اصطلاح "Empty nest syndrome" یا سندرم آشیانه خالینوعی حس اند...

خدایا اگر در او برای من خیری هست، او را نصیب من کن؛ و اگر در...

ولی بعضی وقتا دلسوزی پدر مادر آدم از بین میبرهو این موضوع تو...

هر بار میخوام ازت بنویسم میترسم کلمه ها کوچیک تراز احساسی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط