{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا

بسم رب الشهدا

خاطره ایی از شهید مصطفی احمدی روشن

اذان را گفته بودند. زود مهر برداشتم و رفتم برای نماز. برگشتم، مصطفی هنوز نیامده بود. مثل همیشه کله اش را کرده بود توی جا مهری و مهرها را زیرو رو میکرد. دوتا مهر پیدا کرد، فوت کرد و یکی را داد دستم. گفتم «این چیه؟»
بشکن زد، گفت «این مهر کربلاست. بگیر حالش رو ببر.»
خیلی وقتها روی مهرها ننوشته بود «تربت کربلا».
میگفتم «از کجا فهمیدی مال کربلاست؟»
میگفت «مهر کربلا از قیافه اش پیداست.»


شادی روح شهدا امام شهدا صلوات

لایک و شیر یادتون نره

http://line.me/ti/p/%40yck0500m

التماس دعا
دیدگاه ها (۱۲)

سلام دوستان ببخشید این عکسا حقیقت داره؟؟؟

بیوگرافی شیطان

دانلود و گزارش روایت عهد ۴۵چهل و پنجمین همایش روایت عهدبسم ا...

عالم بزرگی که فقط یک دست لباس داشت!مادرم(همسر شهید) نقل می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط