هنوز باور نمی کنم نبودنت را
هنوز باور نمی کنم نبودنت را؟
حرف های حکیمانه و آرامش بخشت را
هرچند انچه می باید گفته می شد را گفتی؟
به عکس هایت نگاه می کنم
به سخنانت گوش می دهم
اشک امانم نمی دهد
شانه هایم بالا و پایین می رود
درد تمام وجودم را می گیرد
قلبم چنان فشرده می شود که نفسم بند می آید
نمی توانم باور کنم نیستی تا برایمان حرف بزنی و دلهایمان را آرام کنی
انگاه به رهبر جوانم نگاه می کنم
چقدر شبیه تو است
بلند می شوم به میان جمعیت حاضر در میادین شهرها می روم
آرام می شوم و امیدوار به اینده
عکس تو و یاد و نام تو و سخنان تو و رهبر جوانم همه جا هست
مرده ان است که نامش به نکویی نبردند
حرف های حکیمانه و آرامش بخشت را
هرچند انچه می باید گفته می شد را گفتی؟
به عکس هایت نگاه می کنم
به سخنانت گوش می دهم
اشک امانم نمی دهد
شانه هایم بالا و پایین می رود
درد تمام وجودم را می گیرد
قلبم چنان فشرده می شود که نفسم بند می آید
نمی توانم باور کنم نیستی تا برایمان حرف بزنی و دلهایمان را آرام کنی
انگاه به رهبر جوانم نگاه می کنم
چقدر شبیه تو است
بلند می شوم به میان جمعیت حاضر در میادین شهرها می روم
آرام می شوم و امیدوار به اینده
عکس تو و یاد و نام تو و سخنان تو و رهبر جوانم همه جا هست
مرده ان است که نامش به نکویی نبردند
- ۷۸.۷k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط