فیکشن هزبین هتل TVDeer
🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت چهاردهم:
* چند روز بعد..
واکس بیرون از خونهاس و داره برمیگرده خونه.. همچنان نتونسته فرصت خوبی پیدا کنه تا درمورد اتفاق چند روز پیش، با وینسنت حرف بزنه..
- چرا باید همچین حرفی از دهنت بپره اخه..
واکس میرسه خونه و درو باز میکنه، همین که پاشو از چارچوب در رد میکنه و میره داخل، خرد شدن شیشه زیر پاش حس میکنه..
- چی؟ این چی بود! اینجا که وسیله شکستنی خاصی نبود..
زیر پاشو نگاه میکنه و چند تا خرده شیشه میبینه.. اما مال ظرف یا وسیله شکسته شده نیستن و خون آلودن.. واکس دقیقا میددنه شیشه ها مال چی بوده.. یا کی..
- وینسسسنت؟؟! اینجایی؟
دنبالش میگرده و تو حیاط پیداش میکنه.. یه گوشه نشسته و سرشو به دیوار تکیه داده.. آرومه.. زیادی آروم.. واکس با نگرانی اما آروم میره سمتش تا کنارش بشینه..
- حالت خوبه، پسر؟؟
~ خوبم..
- بیخیال.. هنوزم ازم عصبانی و ناراحتی؟ من منظور خاصی نداشتم، قسم میخورم به کسی هم نگفتم..
~ همم..
- نمیخوای بگی چی شده..؟
وینسنت سرشو سمت واکس میچرخونه و واکس میتونه صفحه شکستهشو ببینه..
- وو لعنتی، کی اینکارو کرده؟ (باخودش میگه: نکنه الستور..)
چقد خوشم میاد خمار بزارمتون..👈🏻😈👉🏻
ولی میخوام زود بزارم تموم شه بره راحت شم وع..🌚😂👍🏻
میدونم کوتاهه غر نزنین.. کوتاه نوشتم تند تند بزارم هنو پارت بعدیو دارم مینویسم..🗿🫵🏻
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
✍🏻 پارت چهاردهم:
* چند روز بعد..
واکس بیرون از خونهاس و داره برمیگرده خونه.. همچنان نتونسته فرصت خوبی پیدا کنه تا درمورد اتفاق چند روز پیش، با وینسنت حرف بزنه..
- چرا باید همچین حرفی از دهنت بپره اخه..
واکس میرسه خونه و درو باز میکنه، همین که پاشو از چارچوب در رد میکنه و میره داخل، خرد شدن شیشه زیر پاش حس میکنه..
- چی؟ این چی بود! اینجا که وسیله شکستنی خاصی نبود..
زیر پاشو نگاه میکنه و چند تا خرده شیشه میبینه.. اما مال ظرف یا وسیله شکسته شده نیستن و خون آلودن.. واکس دقیقا میددنه شیشه ها مال چی بوده.. یا کی..
- وینسسسنت؟؟! اینجایی؟
دنبالش میگرده و تو حیاط پیداش میکنه.. یه گوشه نشسته و سرشو به دیوار تکیه داده.. آرومه.. زیادی آروم.. واکس با نگرانی اما آروم میره سمتش تا کنارش بشینه..
- حالت خوبه، پسر؟؟
~ خوبم..
- بیخیال.. هنوزم ازم عصبانی و ناراحتی؟ من منظور خاصی نداشتم، قسم میخورم به کسی هم نگفتم..
~ همم..
- نمیخوای بگی چی شده..؟
وینسنت سرشو سمت واکس میچرخونه و واکس میتونه صفحه شکستهشو ببینه..
- وو لعنتی، کی اینکارو کرده؟ (باخودش میگه: نکنه الستور..)
چقد خوشم میاد خمار بزارمتون..👈🏻😈👉🏻
ولی میخوام زود بزارم تموم شه بره راحت شم وع..🌚😂👍🏻
میدونم کوتاهه غر نزنین.. کوتاه نوشتم تند تند بزارم هنو پارت بعدیو دارم مینویسم..🗿🫵🏻
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
- ۵.۹k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط