{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی«زیبایی و«زشتی» درساحل دریا به هم رسیدند وهر یک از دی

روزی«زیبایی و«زشتی» درساحل دریا به هم رسیدند وهر یک از دیگری پرسید:«میتوانی شنا کنی؟»
سپس هر دو لباسهایشان را کندند وخود را در امواج دریا رها کردند. اندکی بعد«زشتی»از آب بیرون آمد و جامه ی «زیبایی«را به تن کرد و به راهش ادامه داد.«زیبایی نیز به ساحل بازگشت و لباسهایش رانیافت و از اینکه برهنه بود شرمگین شد.پس ناگریز جامه ی «زشتی»را در بر کرد و به راه افتاد .
از ان روز تاکنون مرادن و زنان هر گاه به هم میرسند در شناخت یک دیگر دچار اشتباه میشوند.البته هنوز هم کسانی هستند که وقتی به چهره ی زیبایی خیره میشوندبر خلاف لباسی که بر تن دارداو را میشناسند وهرگاه به چهره ی زشتی مینگرند او را تشخیص میدهند و لباس های زیبایش انها را دچار اشتباه نمیکند.
دیدگاه ها (۴)

روزی زیبایی و زشتی درساحل دریایی به هم رسیدند و به هم گفتند...

روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریا باهم دیدار کردند و به هم گفت...

♡♡نگو جات خالیه و دلتنگتمبگو....🫀🤌#مخاطب‌خاص#خاص#ویسگون #لای...

در آغوشم بگیر، بدون آن که بخواهی اندوهم را برایت توضیح دهم.#...

من تو رو با همه دنیا عوض نمیکنم 😍👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهرب...

میگن به هرچی بخندی سرت میاد مگه من به غم دیگران خندیدم که ای...

و گاهی سڪوت می‌ڪنمنه از سرِ نبودِ حرفڪه از سرِ سنگینیِ واژه‌...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

باید کاشته شود در قلب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط