یک شعر از یک کودک آفریقایی:
یک شعر از یک کودک آفریقایی:
وقتی به دنیا می یام،سیاهم،
وقتی بزرگ می شم،سیاهم،
وقتی میرم زیر آفتاب،سیاهم،
وقتی می ترسم،سیاهم،
وقتی مریض می شم،سیاهم،
وقتی می میرم،هنوزم سیاهم...
و تو،ای آدم سفید،
وقتی به دنیا می یایی،صورتی ای،
وقتی بزرگ می شی،سفیدی،
وقتی می ری زیر آفتاب،قرمزی،
وقتی سردت می شه،آبی ای،
وقتی می ترسی،زردی،
وقتی مریض می شی،سبزی،
ووقتی می میری،خاکستری ای...
و تو به من می گی رنگین پوست...
وقتی به دنیا می یام،سیاهم،
وقتی بزرگ می شم،سیاهم،
وقتی میرم زیر آفتاب،سیاهم،
وقتی می ترسم،سیاهم،
وقتی مریض می شم،سیاهم،
وقتی می میرم،هنوزم سیاهم...
و تو،ای آدم سفید،
وقتی به دنیا می یایی،صورتی ای،
وقتی بزرگ می شی،سفیدی،
وقتی می ری زیر آفتاب،قرمزی،
وقتی سردت می شه،آبی ای،
وقتی می ترسی،زردی،
وقتی مریض می شی،سبزی،
ووقتی می میری،خاکستری ای...
و تو به من می گی رنگین پوست...
- ۲.۸k
- ۲۲ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط