{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیستون هیچ دماوند اگر سد بشود

بیستون هیچ ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و باید بشود

زده ام زیر غزل؛ حال و هوایم ابریست
هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

بی گلایل به در خانه ی تان آمده ام
نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد
او فقــط آمــده بود از دل مــا رد بـشـود

تیشه برداشته ام ریشه خود را بزنم
شاید افسانه ی من نیز زبانزد بشود

باز هم تیغ و رگ و... مرگ برم داشته است
خــــــــون من ضامن دیدار تو شاید بشود...
دیدگاه ها (۳)

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان خوبم ...

اگر برایش مهم باشی او همیشه راهیبرای وقت گذاشتن با تو پیدا م...

تو غلط میکنی اینگونه دل از ما ببری سرخود آینــه را غـــرق تم...

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دوتا ...جوی و دو جفت چکمه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط