{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از غل و زنجیر میترسم

من از غل و زنجیر میترسم
از آه بی تاثیر میترسم
از اتفاق ظاهرا ساده
از اتفاقی که نیفتاده
میخندم و از خنده میترسم
هر روز از آینده میترسم
زیر بید بی مجنون میشینم
زیر شر شر بارون میشینم
فکر میکنم شاید برگردی
با خودم می گم باید برگردی
خنجر واسه ی این سینه کافی نیست
عاشق کشی رسم تلافی نیست
ای چشم ، از دیدن خلاصم کن
از چشم پوشیدن خلاصم کن
اینقد گیجم که نمیدونم
باید تو رو از چی بترسونم
زیر بید بی مجنون میشینم
زیر شر شر بارون میشینم
فکر میکنم شاید برگردی
با خودم می گم باید برگردی
دیدگاه ها (۱۴)

چه خوبه همیشه ما با هم باشیم منو تو دشمن درد و غم باشیمچه خو...

تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیا هوایی شده بره پابوس امام رضااما...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

نشد با شاخه ها، بغل کنم تو رونشد نشد نشد، برو برو برواراده د...

Fate is predetermined.

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۷سیفینا : من من میتونم کمکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط