{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها همه با من چپ افتاده اند

این روزها همه با من چپ افتاده اند .

دلتنگی‌ هم کمر راست کرده است تا تمامیِ حجمِ نبودنت را پر کند !

این روز‌ها نمی گذرد که هیچ ، بد جور هم کش می‌‌آید ،

درست شبیهِ آخرین بحثِ میانِ من و نبودنت که آنقدر کش دادی رفتنت را تا نخِ امید پاره شد !

حالا هم خانه ، هم پنجره و هم تمامیِ خاطرات ، با من چپ افتاده اند !

هیچ توقعی ندارم از تو ، جز اینکه قول بدهی کاری به کارِ دلم نداشته باشی .

بگذار خودم با اسبِ واژه‌ها و تفنگِ پرِبغضم بروم پی‌ِ گریه کردنم !

تو آیا قول می‌‌دهی کاری به کارِ خاطراتم نداشته باشی ‌؟!
دیدگاه ها (۱)

چقدر شیرین است دیدن دونفره‌هایتان لابلای این شلوغ بازار رابط...

هواسرد شده...نه !  نه …هوای من سرد شده …حتی گرفتن فنجان قهوه...

پاییز جان !چه سرد ،‌ چه درد آلود چون من تو نیز تنها ماندستی ...

نیمکت هادر پاییزلب به سخن می گشایند …چقدر پاییز به این نیمکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط