رمان بهش دست نزن 😈
رمان بهش دست نزن 😈
پارت ۲
تهران # لباسامو پوشیدم عطر تلخم و زدم و به سمت ماشین حرکت کردم
کیاوش & چه عجب پسر خان قدم رنجه کردن اومدن
تهران & یه بار دیگه اینطوری حرف بزنی بجای رفتن به کاواره تورو میگیرم می..ک...ن...م.
کیاوش &. باشه بابا چرا اعصبانی میشی
تهران & برو همون کاواره خودم
کیاوش & باشه اونجا دختراش مخملی ترن؟😂
تهران & شیرینی خوردی از صبح انقد شیرین میزنی
کیاوش & رسیدیم پیاده شو 😂
تهران # از ماشین پیاده شدم دکمه یقه لباسم و باز کردم مهماندار هتل اومد سمتم
مهماندار & خوش آمدید قربان بزارید کُت تون و بگیرم...
تهران بدون هیچ حرفی کُت و در آورد و انداخت رو مهماندار
کیاوش & اوه تهران اونو نگاه کن عجب چیزیه
تهران & اوفففف آره
تهران رفت سمت دختره انگار تنها بود تهران از این فرست استفاده کرد دست دختره رو گرفت برد سمت مبل وی آی پی
ا.ت & داری چیکار میکنی آقااا ولم کننن
تهران & هیس نترس کاری می کنم کمتر درد بکشی اینجا نمیشه بیا بریم تو اتاق
ا.ت& نه ترو خدا ولم کن من هنوز دخترم من کلاً ۱۸ سالمه
پارت ۲
تهران # لباسامو پوشیدم عطر تلخم و زدم و به سمت ماشین حرکت کردم
کیاوش & چه عجب پسر خان قدم رنجه کردن اومدن
تهران & یه بار دیگه اینطوری حرف بزنی بجای رفتن به کاواره تورو میگیرم می..ک...ن...م.
کیاوش &. باشه بابا چرا اعصبانی میشی
تهران & برو همون کاواره خودم
کیاوش & باشه اونجا دختراش مخملی ترن؟😂
تهران & شیرینی خوردی از صبح انقد شیرین میزنی
کیاوش & رسیدیم پیاده شو 😂
تهران # از ماشین پیاده شدم دکمه یقه لباسم و باز کردم مهماندار هتل اومد سمتم
مهماندار & خوش آمدید قربان بزارید کُت تون و بگیرم...
تهران بدون هیچ حرفی کُت و در آورد و انداخت رو مهماندار
کیاوش & اوه تهران اونو نگاه کن عجب چیزیه
تهران & اوفففف آره
تهران رفت سمت دختره انگار تنها بود تهران از این فرست استفاده کرد دست دختره رو گرفت برد سمت مبل وی آی پی
ا.ت & داری چیکار میکنی آقااا ولم کننن
تهران & هیس نترس کاری می کنم کمتر درد بکشی اینجا نمیشه بیا بریم تو اتاق
ا.ت& نه ترو خدا ولم کن من هنوز دخترم من کلاً ۱۸ سالمه
- ۵۷۸
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط