{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمکت عاشقی یادت هست؟

نیمکت عاشقی یادت هست؟
کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..
بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،
برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت..
او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید،
اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ می کشد.
بگو، صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم،
مرحمی بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من می خندد، بیا داغ جداییمان را به دلش بگذاریم.
بیا کلاغ ها را پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند.
دوباره صدایم کن..
دیدگاه ها (۶)

به یک هستم،به یک نترس، به یک دوستت دارم،خلاصه بگویم،به تو نی...

عاشقی یاد گرفتنی نیست، هیچ مادری گریه را به کودکش یاد نمی ده...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم، ...

اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط