وقت یه زندگی مسخره داشتم میگن خدا غم شادی بهت هدیه میده ولی خدا ...

𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓼𝓸 𝓪𝓵𝓸𝓷𝓮 𝓫𝓾𝓽 𝓽𝓱𝓮𝔂 𝓷𝓮𝓿𝓮𝓻 𝓵𝓲𝓴𝓮𝓭🌬 🥀



وقت یه زندگی مسخره داشتم، میگن خدا غم شادی بهت هدیه میده. ولی خدا همونم به من نداد وقت بد شانسی . :(((( 💔
حالا داستان زندگی من چیه؟

فلک به پنج سال /قبل
مادرم ناراحتی قلبی داشت. پدرم یه مرد مهربون بود به همه خوبی میکرد و پسر خیلی دوست داشت چون از بس خاندانش تو گوشش خونده بودن، وقتی مادرم منو حامله بود همه فکر کردن من یه پسرم ولی وقتی بدنیا اومدم دیدن دخترم خیلی بد خورد تو ذوقشون حیف پسر نشدیم.:// مادرم که پسر دوست نداشت، خوشحال بود پدرم دگه عادت کرده بود به دختر خوشحال بود ولی اجدادمون نه خیلی ما رو اذیت میکردن اصلا نه ارث میراث ندادن به ما بخاطر اینکه من فقط یه دخترم
تا وقتی 20 سالم شد اینقدر درس خوندم و کار کردم، که آخرش رفتم تو کار مافیا تا از همه اونایی که اذیتم کردن انتقام بگیرم.

همچی خوب بود تا اینکه من عاشق یه مرد شدم دیوانه وار دوست داشتم حالا اون کی بود هه پسر دایم اولاش با رفتارای که میکرد فکر کردم دوستم داره ولی یه روز با دوست دخترش اومد تو مهمونی
اینقدر شوکه شدم که فقط مات نگاهشون میکردم دگه یه هفته بعدش پدرم از دست دادم مادرم تو بیمارستان بستری شد منم یه افسرده بدبخت بودم تا اینکه یکسال گذشت خبر عروسی شونه شنیدم ولی خوب دگه دوسش نداشتم فقط بهش فکر میکردم به گذشته هعی زندگی💔
دیدگاه ها (۰)

د/خ :۲۳پ/ص:۲۵ Issue: Betrayal موضوع:خیانتت 💔فق شایدد ی ۴ تا ...

فیک🤘🥀 با ماا همراع باشیین:///

کیا موافق ک ی داستان اززش بنویسمم 🌴-🪨-🏝-...... اگ بودین اک †...

𝙱𝚞𝚝 𝚕 𝚕𝚒𝙺𝚎𝚍 𝚒𝚝 𝚝𝚘𝚘🌬🥀

دو پارتی _ گذشته فان _ funny past

کاش براتون مهم بودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط