{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو دونات زشتم همین الآن یهویی....

منو دونات زشتم همین الآن یهویی....
رفتم تو اتاق کار بابام(بابام مشغول کار با پرونده هاش بود.)که برای مامان بزرگم رخت خواب بردارم،آرنجم محکم خورد به کمد...بلند گفتم آآآآآآآخ....دیدم بابام محل نمیذاره....گفتم واااای دستم چه محکمی خورد به کمد...بدون اینکه سرشو برگردونه گفت اشکال نداره!....گفتم چی؟!....جواب نداد.....گفتم چی اشکال نداره؟!.......گفت همین که دستت خورد به کمد! واقها چه محبّتی،چه محبّتی تحویل آدم میدن هاااا!!!
دیدگاه ها (۱۴)

دوستان بابام میخواد نت رو خاموش کنه.....۱۰دقیقه هستم بعد میر...

نهههههه دوستان انگاری هنو هستیم در خدمتتون :-)

اینم برای فاطی جونم:))))))

فکر کنم نتونین بخونین...هههههههههه.....ساخت خودم

پلیس در آستانه مافیا پارت 30جونکوک: بخواب تا اونجا خیلی راه ...

پارت اخر♡{ساعت بینا }=نشستیم تا فیلم بببنیم که من گفتم: +"خ...

My professor Part:28سرمو تو دستام گرفتم....چرا حتی کسی که من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط