آه من فدای چشمانت شوم
20^
آه من فدای چشمانت شوم !
مینا به قربان لبخندت و آن صف لؤلو دندان های سپیدت !
باید از آریا متشکر باشم که عکسی برایم گرفته ولی دلخورم که چرا فقط یکی . کاش آریا کمی جلو تر میرفت و تصاویر بیشتری از چشمانش میگرفت .
عکسش اندکی تار افتاده ، نمیدانم آریا عکاسی مبتدیست یا لنز دوربینش را تمیز نکرده .
با پلاستیک نازکی جلدش کردم مبادا کثیف شود . قبل از بوسیدن عکسش لبهایم را از رژ و دود سیگار تمیز میکنم .
تمام عکس را حفظ شده ام ؛ موجهای دریا را ، باد ساحلیِ پیچیده لای موهایش را ، چشمان معصومش را ، لبخندش را ، چال کنار لبش را ، لبان لعلش را ، صورت شش تیغ شده اش را ، چشمانش را ، دماغش را ، گوشهایش را ، گردنش را ، آستین کوتاه راه راهش را ، دستان داخل جیب هایش را ،شلوار لی کلاسیکش را ، چشمانش را ، ماسه های پشت سرش را ، صدف روی ماسه ها را ، چشمانش را ، ابر های ریش ریش شده را ، آسمان آبی را ، چشمانش را ، چشمانش را ، چشمانش را .
( سحرگاهانی که با عکس خورشید و چایی آغاز و شبهایی که با عکس خورشید و سیگار سحر شد .)
_ مینا ، یازدهم می ، سال اول ملاقات با مهرِ وجودم
آه من فدای چشمانت شوم !
مینا به قربان لبخندت و آن صف لؤلو دندان های سپیدت !
باید از آریا متشکر باشم که عکسی برایم گرفته ولی دلخورم که چرا فقط یکی . کاش آریا کمی جلو تر میرفت و تصاویر بیشتری از چشمانش میگرفت .
عکسش اندکی تار افتاده ، نمیدانم آریا عکاسی مبتدیست یا لنز دوربینش را تمیز نکرده .
با پلاستیک نازکی جلدش کردم مبادا کثیف شود . قبل از بوسیدن عکسش لبهایم را از رژ و دود سیگار تمیز میکنم .
تمام عکس را حفظ شده ام ؛ موجهای دریا را ، باد ساحلیِ پیچیده لای موهایش را ، چشمان معصومش را ، لبخندش را ، چال کنار لبش را ، لبان لعلش را ، صورت شش تیغ شده اش را ، چشمانش را ، دماغش را ، گوشهایش را ، گردنش را ، آستین کوتاه راه راهش را ، دستان داخل جیب هایش را ،شلوار لی کلاسیکش را ، چشمانش را ، ماسه های پشت سرش را ، صدف روی ماسه ها را ، چشمانش را ، ابر های ریش ریش شده را ، آسمان آبی را ، چشمانش را ، چشمانش را ، چشمانش را .
( سحرگاهانی که با عکس خورشید و چایی آغاز و شبهایی که با عکس خورشید و سیگار سحر شد .)
_ مینا ، یازدهم می ، سال اول ملاقات با مهرِ وجودم
- ۶۳۵
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط