{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم
مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم!!!
تو عاشق خدایی و مرا دیدی
دیدگاه ها (۴)

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ ابوعلی سینا در سفر بود....

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ داستانهای اصول کافیارزش ...

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ زنی زیبا و نازا پیش پیام...

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ مقبل کاشانی شاعری بوده ک...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟑𝟎════‌════‌════‌════‌═س...

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،و طوری جزیات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط