{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#One_Last_Condition

#One_Last_Condition
شرط آخر ⬅︎ P1

صدای برخورد لیوان با دیوار، مثل هر شب توی زیرزمین پیچید.

هارین حتی سرش را هم بالا نیاورد.

روی تشک کهنه کنار دیوار نشسته بود و بند کفش‌هایش را می‌بست.

پدرش با چشمان قرمز و صورت برافروخته وسط اتاق ایستاده بود.

- پولم کو؟!

هارین پوزخند زد.

- همون جایی که پول هفته قبل و هفته قبل‌ترش رفت.

مرد با عصبانیت بطری خالی را به سمتش پرت کرد.

بطری کنار پای هارین شکست.

- با من اینجوری حرف نزن دختره هرزه!

هارین آرام بلند شد.

قدش از پدرش کوتاه‌تر بود، اما نگاهش همیشه ترسناک‌تر از او به نظر می‌رسید.

- وقتی دوباره همه چی رو قمار کردی، انتظار داری برات دست بزنم؟

مرد خواست دستش را بلند کند اما هارین مچش را گرفت.

محکم.

خیلی محکم.

چشم‌های مرد از درد گرد شد.

- دستتو بکش...

- من دیگه اون بچه ده ساله نیستم.

هارین دستش را رها کرد و از کنارش رد شد.

- هر وقت هوشیار شدی باهام حرف بزن.

در را باز کرد و از زیرزمین بیرون رفت.

هوای شب خنک بود.

کوچه‌های تاریک محله مثل خانه دومش بودند.

چند قدم جلو رفت که صدایی آشنا شنید.

- بالاخره از غار بیرون اومدی؟

هارین لبخند زد.

هان جیسونگ روی دیوار نشسته بود و چیپس می‌خورد.

- خفه شو.

هان پرید پایین.

- امشب تمرین داریم.

- با چانگبین؟

- آره.

هارین چشم‌هایش را چرخاند.

- اون مرد یه روز منو می‌کشه.

- قبلش منو می‌کشه.

هر دو خندیدند.

چند دقیقه بعد در زمین متروکه محله بودند.

جایی که سال‌ها پیش با چانگبین آشنا شده بودند.

مردی که همه ازش می‌ترسیدند.

اما برای آن‌ها مثل یک استاد بود.

چانگبین دست به سینه ایستاده بود.

- دیر کردین.

- سه دقیقه.

- برای آدمی که می‌خواد زنده بمونه، سه دقیقه زیاده.

هارین زیر لب غر زد.

- باز شروع کر...

اما جمله‌اش ناتمام ماند.

چانگبین ناگهان حمله کرد.

هارین به سختی جا خالی داد.

- هی!

هان از خنده خم شده بود.

- بخور بخور!

- خفه شو هان!

شب با دعوا، تمرین و خنده گذشت.

اما هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌دانستند که این آخرین شب آرام زندگی هارین است.

چون در همان لحظه...

در جایی دیگر...

پدر هارین آخرین چیزی را که برایش باقی مانده بود، روی میز قمار گذاشته بود.

و داشت می‌باخت...

One_Last_Condition
#Dreamscape_hanlee
#The_Mystical_World_of_Fiction
#Tomorrow_Forgotten
#BloodyKingdom1
#hanlee
#KARMA
#CREED
#strykids
#chan
#minho
#changbin
#hyunjin
#han
#felix
#sungmin
#in
#stay
دیدگاه ها (۳)

#One_Last_Condition 🌙 شخصیت‌های اصلی فیک شرط آخرهارین (۲۱ سا...

#One_Last_Condition📖 نام رمان: شرط آخرژانر:عاشقانه | مافیایی...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۵: سیاهچالی که صداها را می‌بلعید(بخش اول)ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط