{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که آشفته از اسرار دل شیدائی

تو که آشفته از اسرار دل شیدائی

شود آیا که مرا مرحم خود بنمائی ؟

میشوی چشم مرا ناظر اشکی که چکد

دیده بر حال من زار اگر بگشائی
دیدگاه ها (۳)

آرزو داشتم یار من تو باشی چراغ شام تار من تو باشی آرزو داشت...

"از روزی که تصمیم به رفتن گرفته ای، بلاتکلیفی بین ما موج میز...

بعضـــــے وقتـــــا…این آدمـــــا نیستــن ڪه…تغییـــــر میڪن...

خاطرات، شما را از درون گرم می کنند اما در عین حال شما را پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط