{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ادامه

در ادامه...
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
# زنگ تفریح#
عسل تنها ی جا نشسته بود و کسی باهاش حرفی نمی زد یهو گشنه اش شد و خواست چیزی بخوره که دید غذاش رو جا گذاشته و میخواست فحش بده که یهو یکی اومد سمتش و با لبخند گفت: س‌...سلام عسل
عسل:سلام شما؟
ارام :من آرام هستم خوشبختم 😊
عسل:همچنین
ارام دورایاکی خودش رو با عسل تقسیم کرد و باهم کلی حرف زدن و صمیمی شدن
زنگ آخر بلخره رسید و ارام و عسل با خوشحالی از کلاس خواستن بین که عسل به یکی خورد عسل عصبی نشد و ارام موند که یهو احساس کرد کسی کمرش رو لمس کرده و دید که همون پسریه که صبح باهاش آشنا شد ( چیفویو)
چیفویو: اممم...ببخشید حالت خوبه؟ عسل بودی؟
عسل با تعجب :ب..بله شما اسم من رو هنوز یادتونه؟!
چیفویو: آره.... فکر کنم توی ی مدرسه هستیم
عسل و چیفویو بلند شدن و با خجالت از هم خدافظی کردن و عسل رفت پیش آرام و ارلن به عسل گفت:ههیههیهی خیلی تو و چیفویو بهم میاین😉
عسل:تو میشناسیش؟!
ارام: من فقط اون رو داخل پارک دیدم
عسل:اوه....که اینطور اوکی
آرام و عسل از درب مدرسه بیرون رفتن و از همدیگه خدافظی کردن و عسل تو راه به فکر چیفویو بود و هر بار اسمش رو خیلی اروم صدا میزد : چیفویو....چیفویو...
که یهو عسل صدای دعوا شنید و چون فضول بود رفت ببینه صدای چیه که دید چیفویو داره با یک پسر مو بلند(باجی ) چند نفر رو کتک میزنه چیفویو و باجی کارشون تموم شد ولی هردو بشدت زخمی بودن که عسل دلش به حال هر دو سوخت و رفت سمتشون ولی با ی لبخند بزرگ و خوشگل و داد زد:چیفویوووووو
چیفویو تا عسل رو دید سرخ شد
عسل نزدیک تر اومد و گفت:چرا زخمی هستید؟!
چیفویو :قضیه اش طولانیه(سرخ شده)
عسل به نیمکت کنار اونجا اشاره کرد و گفت بشین اونجا
چیفویو:چرا؟!
عسل با اخم کیوت: فقط بشین
چیفویو که کلا سرخ شده بود:ب...باشه
چیفویو روی نیمکت نشست و عسل روبه رویش ایستاد و صورتش رو درمان کرد و چیفویو داشت با دستاش پاش رو یواشکی چنگ میزد چون خیلییییی خجالت کشید و سرخ سرخ شده بود و چیفویو در نگاه اول عاشق عسل شد
اندر ذهن چیفویو:
وایییییی ....مادررررررجاننننن چرا عسل انقدر نازه ؟! نمیزارن مال کسی بشه حتی به آبجی هم ترجیهش میدم چشماش خیلی قشنگه انگار زندگی توش موج میزنه (وای قلبم 🤩😍)
که یهو.....
🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵🏵
تا پارت بعد بای باییی 😉👋🏻
دیدگاه ها (۵)

در ادامه...🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼باجی یهو مثل ماست اومد وسط و جلوی عس...

بیوگرافی ا.ت :🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥نام :عسل سن : ۱۳ملیت:ایرانشیپ: چی...

در ادامه...🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷که یهو آرام عربده کشید که: پاشیددددد...

در ادامه...⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐چیفویو یهو عسل رو بغل کرد عسل:چی...چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط