مهتاب من امشب پر دردم تو کجایی

مهتاب من! امشب پُر دردم ، تو کجایی؟
با چشم ترم یاد تو کردم ، تو کجایی؟

یک لحظه بتاب از پس این ابر غم آلود.
که اینجا منم و این دل سردم، تو کجایی؟

از نیلی شب گون دو چشمان به راهم
پاشیده غمی بر رخ زردم، تو کجایی؟

دنبال تو سیمرغ فروزان ، منم و قاف.
پیوسته کند ماه تو طردم، تو کجایی؟

تا مشرق دیدار تو با حوصله ی شب
من راحله و راهنوردم ، تو کجایی؟

چون قوی در این برکه فریبنده و تنها
بر دور تو و دور تو گردم، تو کجایی.

با سایه بیامیزم و با وهم بمیرم.
مغلوبه ی آغوش نبردم، تو کجایی؟
دیدگاه ها (۱۱)

گرمای لب های تو را می طلبد نگاهممثل ِ خسته ای در طلب ِ خواب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط