{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش اناری بودم

کاش اناری بودم
که در ستایشِ دستانت
ترک برمی‌داشت،
و از هندسه‌یِ دهانت
دانه‌دانه بر لبانت بوسه می‌کاشت،
تابدآنجا‌که سرخیِ لب‌هایت
در ژرفِ جان کومه می‌گزید،

نا‌فهمیده باد را تازیان
چگونه در گیسوانت می‌وزد
و در هر تار آشیان وُ در هر پود
گور نمی‌جوید!؟
کاش نسیمی بودم، شمیمی رقصان
که در تصادمِ گیسوانت
به ادراکِ جنون می‌رسید،

قسم به سپیدترین پیرهن
که در سایشِ تنت فامِ صبح ربوده،
بلندایِ گردنت هورِ بی‌غروب
که از چکادِ پُرشکوهش
خورشید بی‌شامگاهان طلوع می‌دارد،
کاش ابری بودم
که فروع‌ات سینه‌ام می‌شکافت
به فروپاشیدن از خویش،

دستانت را ببخشای بر من
حتی بی سودن،
همچو خدای
که مسیح بخشایید بر باکره مریم
که مصحف تاباند بر صدرِ خاتم،
عصیانِ مطلقم
تطهیرم دار به سرانگشت
حتی بی‌سایشِ یک لمس،

کاش با نغمه‌یِ نگاه
بر صلیبِ چَشمانت چلیپایم می‌داشتی،
آن‌گاه از مدارِ آشوب
در سراپرده‌یِ حضور
رهایم می‌داشتی،
حتی بی‌تلاقیِ لحظهای دیدار
حتی بی تلاقیِ لحظه‌‌ای دیدار
دیدگاه ها (۰)

#عاشقانهاین روزها کمی سرم شلوغ است،ولی اینکه برایت نمینویسم ...

چالش زیر پنج ثانیه ای🤣

نن

واییی عر بازم مترجم چیز نوشتتتتتتتت

ادیتم چطور و امروز شاید ادامه سناریو بزارم

یعنی عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

🎥 معترض عزیز! خوب نگاه کن

تقدیم سبزترین گل یاسم. بمونی واسم

لایک و کامنت یادت نره🫂❤️‍🔥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط