{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه ویسگون..

آه ویسگون..

تقریبا ۱ سالی میگذره از نبودم
و رمان هام...
و کسایی که دوسشون داشتم

من اومدم با شروعی جدید
با رمان های جدید
با رمان های درخواستیتون فداتون شم
دیدگاه ها (۸)

پارت ۴۳خودم و تو بغل کوک جا کردمآروم منو بلند کرد و لب دریا ...

پارت ۴۴ویو کوکرسیدیم خونه آروم ات رو بلند کردم و داخل خونه ر...

پارت ۴۲صدای دریا بودبوی آب منو تو خودش غرق کرده بودبعد از چن...

پارت ۴۱با حس نوازش های کسی بیدار شدم نفسم تنگ شده بود و داشت...

بچه‌ها گفتم که از الان بگم من موقع مدرسه عالیتم خیلی کم میشه...

سلامم به خوشگلای من حالتون چطورهراستیتش یه چیزی فرو شده تو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط