Find it
Find it
_/\__________/\_
ساعت ۱۱ شب،جنگل متروکه استرالیا...
سونگمین نگاهی به نقشه توی دستش انداخت،از اونجایی که جنگل آنتن نداشت نمیتونست از مپ استفاده کنه.
باید حواسش به همچیز میبود،حیوون های درنده،پرنده های وحشی و اینکه مبادا کارن کار احمقانه ای کنه چون این یک پروژه بشدت حساسی بود نمیتونست اجازه بده اتفاقی مانع پیشرفتش بشه..
همینطور ادامه داد و ادامه داد تا تقریبا رسیدن به نقطه وسط جنگل یکجا ایستاد و بلند گفت:"کارن اوضاع چطور پیش میره؟"
صدایی نشنید
"کارن؟" همون لحظه برگشت و متوجه شد کارن کنارش نیست،آهی عمیق از ناامیدی کشید و اسم کارن رو بلندتر صدا زد.
ولی جوابی نشنید،نمیتونست بزاره شرایط همین شکلی پیش بره پس مجبور شد به راهش ادامه بده با اینکه میدونست این یک ظلم در حق یک تازه کاره.
ولی کسی چی میدونست،شاید کارن مثل بقیه پشت کرد و رفت یا شایدم سونگمین چیزی میدونست که کسی ازش اطلاعی نداره.
نقشه یک خونه بزرگ متروکه رو نمایش میداد که فقط چندمایل فاصله داشت
_^____
ببخشید کوتاهه بیشترش و فردا میزارممم
ماچ بهتون شب بخیزرر
_/\__________/\_
ساعت ۱۱ شب،جنگل متروکه استرالیا...
سونگمین نگاهی به نقشه توی دستش انداخت،از اونجایی که جنگل آنتن نداشت نمیتونست از مپ استفاده کنه.
باید حواسش به همچیز میبود،حیوون های درنده،پرنده های وحشی و اینکه مبادا کارن کار احمقانه ای کنه چون این یک پروژه بشدت حساسی بود نمیتونست اجازه بده اتفاقی مانع پیشرفتش بشه..
همینطور ادامه داد و ادامه داد تا تقریبا رسیدن به نقطه وسط جنگل یکجا ایستاد و بلند گفت:"کارن اوضاع چطور پیش میره؟"
صدایی نشنید
"کارن؟" همون لحظه برگشت و متوجه شد کارن کنارش نیست،آهی عمیق از ناامیدی کشید و اسم کارن رو بلندتر صدا زد.
ولی جوابی نشنید،نمیتونست بزاره شرایط همین شکلی پیش بره پس مجبور شد به راهش ادامه بده با اینکه میدونست این یک ظلم در حق یک تازه کاره.
ولی کسی چی میدونست،شاید کارن مثل بقیه پشت کرد و رفت یا شایدم سونگمین چیزی میدونست که کسی ازش اطلاعی نداره.
نقشه یک خونه بزرگ متروکه رو نمایش میداد که فقط چندمایل فاصله داشت
_^____
ببخشید کوتاهه بیشترش و فردا میزارممم
ماچ بهتون شب بخیزرر
- ۱۰۵
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط