{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی تو

در امتدادِ سحر می‌رسم به خانه‌ی تو
سلام بر تو و دریای بی‌کرانه‌ی تو
سلام بر نفسِ باد و بادبان که مرا
رسانده‌اند به مهمانیِ شبانه‌ی تو
چه محفلی‌ست، به مهمانیِ بهارانم
چه مجلسی‌ست، صدای من و ترانه‌ی تو
بریدم از همه و آمدم به دیدارت
کبوترانه نشستم به شوقِ دانه‌ی تو
دلم دلی‌ست که در زلفت آشیان کرده
سرم سری‌ست که جا مانده روی شانه‌ی تو
بیا قدم به سراپرده‌ی خودت بگذار
رواق منظرِ چشمانم آشیانه‌ی تو
دیدگاه ها (۱)

دوباره داغ کرده ام برای من غزل بگو بپاش دل در آسمان از عشق ب...

چشم من ، چشمه زاینده اشک گونه ام بستر رود کاشکی همچو حبابی ب...

یا مرا دعوت نکن یا سور و ساتی هم بیاور نازنین! چایی که می‌ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط