{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشم

خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشم

نگرانم نشوی تا نگرانت باشم

گم شدم در تب شعری که پر از شور تو بود

تا شبیه غزلی ورد زبانت باشم

عاقبت علت تشویش جهانت شده‌ام

من که می‌خواستم آرامش جانت باشم

جرُم من نیست اگر نوبت من پاییزی‌ست

من نمی‌خواستم ای گل به زیانت باشم
دیدگاه ها (۴)

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت من مست وخراباتی آن چشم سیاهت ...

به حُکم چشمهایت می نویسم نامه ای دیگردلم را درمیان نامه می پ...

تو نیستی و جهان بر سرم خراب شدهچگونه بی تو بمانم در این خراب...

یک لحظه پذیرای تنم باش عزیزمآغوش بر این چشم ترم باش عزیزممن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط