{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدربزرگم میگفت :

پدربزرگم میگفت :
هر وقت مادربزرگم باهاش قهر میکرد
درظرف خیارشورو سفت میکرد
که مادربزرگم نتونه بازش کنه و
مجبور شه باهاش حرف بزنه ..
دیدگاه ها (۱۶)

دستانت ، همانند حکومتی است کهنه عدل دارد ، نه رحمت ، نه مساو...

از این آدما دورم کن ،بد و خوب نداره خستماونا که دست مردونه د...

یکی میگه فیس مهمه یکی میگه هیکل مهمهیکی میگه پول مهمهمن میگم...

مثل گاوی که زمین خورد ، خودم را خوردم ..تو دراندیشه ی آن پیل...

سناریو قفل آبی: اگه اخلاقت سرد باشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط