{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی کس و

بی کس و
بی طاقت و
در وطن خویش غریب
بی شکایت از
نفیر و
نفرتی آدم فریب
بار خدایا
این چه عصریست
چه دردیست
بر جانم نصیب

در سکوت ِ بی زبانی
می زنم بر خود نهیب
بگذار و بگذر
از من ِ در خانه
غریب.................

#شهزاد
دیدگاه ها (۶)

شده چون کوره ی آتش ، تاب و تب مان جراحی شده لبخند ، به روی ...

بر خودم می پیچمبر همه معنی این دردبر خم ِ سایه ی این مردبر ت...

عشق آن لحظه ی ویران شدن است وقت تنهای پریشان شدن است عشق آن...

من خدایم اینجاست پشت این وسوسه ی تنهائی در خم کوچه ی بن بست...

✨ بعضی آدم‌ها به دنبالِ زمانِ مناسب‌اند...من به انسانی تبدیل...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

نمی‌دانم این را برای چه کسی می‌نویسم ؛ شاید برای کسی که هیچ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط